Anti boys
سلام امروز خواستم یه حال به شما (مخصوصاً پسرها) پشت کنکوری های عزیز بدم. به همین خاطر با یکی از فامیلامون که مسئول طراحی سوالات امساله صحبت کردم و چند تا از سوال ها رو گرفتم.برید حال کنید. تذکر آيين نامه اى: ۱- از خوردن قلم پرهيز کنيد. ۲- از تا کردن٬ مخدوش کردن٬سابيدن٬ ليس زدن و موشک درست کردن پاسخنامه خودداری نماييد. ۳- کيک به تعداد لازم خريداری شده است٬ از گدا گشنه بازی پرهيز کنيد! ۴- آماده! اکشن!!! ۱) کداميک از فرمايشات لقمان حکيم به فرزندش می باشد؟ الف) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست دارد. ب) فرزندم خداوند پرهيزکاران را دوست ندارد! ج) پدرسگ مگه من سر گنج نشستم؟ د) شيرمو حلالت نمی کنم اگه يه بار ديگه اين پری ورپريده رو سوار ماشينت کنی! ۲) مرواريد خليج فارس؟ الف) کيش ب)پيشته ج) چخه د) مااااوووو(صدای گربه بعد از دمپايی خوردن ) ۳) بزرگترين هواپيمای مسافربری جهان؟ الف) بوئينگ(Booing) ب) بوئينگ کوچولو (Booing 345) ج) بوئينگ بزرگ(Booing707) د) باز کن اون پنجره رو! خفه شديم از بوش !! ۴) خواننده ی تپل ترک؟ الف) سيبيل کن ب) سيبيل تراش ج) ريش تراش د) سه بيل و سه خاک انداز تراش (Mach 3) ۵) کداميک يک تيم اسپانيايی است؟ الف) اتلتيکو بيل بااو ب) اتلتيکو کلنگ با من ج) اتلتيکو خاک انداز هم با من د) اتلتيکو! پس تو چه غلطی می کنی؟ ۶) نامزد خوش خنده ی آخرين دوره رياست جمهوری؟ الف) کرروبی ب) کورپاک کنی ج) کچل شويی د) همه ی موارد! ۷) نژاد مردم ساکن کرواسی؟ الف) کروات ب) پاپيون ج) دستمال گردن د) هيچکدام(يقه وطنی ) ۸) کداميک جز خبرگزاريهای داخلی نيست؟ الف) ايلنا ب) ايسنا ج) خاله نسرين اينا د) ای شرتی بزن پرس! (افتاد؟ ) ۹) فوتباليست انگليسی؟ الف) اندی کول ب) اندی زيربغل ج) اندی سرشانه د) اندی مرسی هيکل ۱۰) از سازهای موسيقی که همنشينی با مبتديان اين رشته توصيه نمی شود؟ الف) ساکسيفون ب) کوله پشتی سيفون ج) چمدون سيفون د) کيف پول سيفون ۱۱) بازيکن تيم ملی عربستان؟ الف) احمد الدوساری ب) حسن السه تبريز ج) غضنفر الچهار قزوين د) قلی ال اِن سانفرانسيسکو ۱۲) رئيس جمهور کوچولوی روسيه؟ الف) پوتين ب) صندل ج) دمپايی د) نزن بابا رفتم !!! ۱۳) .................. بى تو سردمه ؟ الف) بخارى ب) پتو ج) آرش د) دى جى على گيتور !! حال کردین؟؟؟؟؟ نظر بدین دیگه!!!!! شاد باشین دخترا و تا جایی که ممکنه به این اوسکل ها بخندین... پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه. وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه. ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی میکنه. . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو ، آی کیف می کنه که مرد شده . سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه. خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) . شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ... (این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها (به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد. هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ...... کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه. پس اول از همه موهاشو بلند می کنه. بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه. بعدشم یه دمب اسبی و... تمام. دخترکش شد اروای عمهاش "هدف ما جلب رضایت شماست" این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی... موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره. نماد خودشه و دختری که انشالا اونروز باهاش آشنا می شه. عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟ یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا . اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و... اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن. می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره. وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم ... اعتماد به نفس کاذب در پسران
توی ماهيتابه روغن ميريزن پسرها توی كابينتهای بالايی آشپزخونه دنبال ماهيتابه ميگردن کاری ندارین خدافظ دمت گرم بابا ایول کار فرهنگی!!!!!!!(تلاش در اصلاح جامعه) من دوباره اومدم. من باید اول از همه اینو بگم که پس فردا اقا پسری نیاد گٍله بکنه. درمورد پسرا که من و بقیه ی دوستام میگیم خوب توش نیست ، هست ولی اونقدر کمه که ادم اونارو نمیبینه. پس گله بی گله... خوب... من از یه اقا پسر پرسیدم که مشکل شما با دخترا چیه ، بعد از هزار تا چرت و پرت گفت: - اصلا شما دخترا خودتونو زود بزرگ میدونید. من میخوام تو این وبلاگ ثابت کنم که این گفته بر عکسه. یعنی پسرا خودشونو زود بزرگ میدونند برای کودکان چرا؟؟؟؟!!!! چون تا تازه ۱۰ سالشون میشه نفری یه سیگار به کمرشون که اهنگ ( پارسال بهار دسته جمعی...) عباس قادری رو میذارند و یه شلوار پاره پوره ی رنگ و رو رفته با یه بلوزی که روش چهارتا نوشته ی خارجیه میپوشند و از این دمپایی هایی که مادراشون باهاش مگس و پشه میکشن ، میپوشن و یه بسته ادامس خروس نشان میخورن مثل شتر فکشونو می چرخونن ، تازه مثلا به قول خودشون اماده شدن . عطر و ادکلنم که خبری نیست!! موقع ی راه رفتن چپ و راست میشن و هی دست میکنند تو موها شون. وقتی دستشونو در میارن ادم فکر میکنه سرشون کارخونه ی روغن لادنه !!! خلاصه به هر دختری که میرسن یه متلک میگن و دهناشونو باز میکنند والکی میخندند!!! اونوقت میگن چرا مسواک و خمیر دندون گرون میشه!! همین جور که دارن راه میرن از جلوی یه ساندویج فروشی رد میشن که یکیشون میگه برن ساندویچ بخرن. ( این اهنگ عباس قادری هنوز داره پخش میشه) خلاصه میرن تو مغازه و یه دونه ساندویچ برای ۱۰ نفر میخرن ، موقعه ی حساب کردن همه از جیباشون پنجاه تومنی و صد تومنی در میارن و ساندویچ بهشون بده. خلاصه اون یه نصفه ساندویچه رو تقسیم عادلانه میکنند و میخورن و دوباره یه سیگار در میارن و میکشن و میرن طرف دبیرستان دخترانه !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! خلاصه دبیرستان تعطیل میشه و دخترا میان بیرون اینا هم میریزن جلوشونو هی متلک میگن و ترقه میدازند و شماره میدن. ( اهنگه هنوز پخش میشه) خلاصه بعد از اینکه حسابی تابلو میشن مامانشون بهشون زنگ میزنه میگه بیاین خونه. بعد از چندتا فحش دادن به مادرای بیچاره اونم تو روز مادر میرن طرف خونه هاشون. بعدشم شامشونو مثل گاو میخورن و شلوار ورزشیای رنگی شونو میپوشند و میرن جیش بوس لالا ******************************** برای پسرای جوون چرا؟؟؟!!! چون تا بیست سالشون میشه ( البته یکم تخیلیه چون در سن ۱۲ تا ۲۰۰ سال) نفری که ریش بزی میذارن و میرن دنبال چسب مو ، میبینند پیدا نمیکنند میرن از تو اتاق بابا چسب چوبو پیدا میکنند و به جای چسب مو ، چسب چوب میزنند به موهاشون . به ایینه که خوب نگاه میکنند میبینند که ابرو هاشون ناقصه . زود از تو جعبه ی خیاطی مامان یه نخ و قیچی پیدا میکنند و میوفتن به جون ابرو هاشون و مدل دارشون میکنند. کم کم به این موضوع پی میبرن که خواهرشون وقتی ریمل میزنه چقدر مژه هاش بلند و قشنگ میشه ، پس میره تو اتاق ابجی جون و ریملو بر میدارند. خلاصه اونجا که میرن رژ لب و کرم پورد و خط چشمو و.... رو فراموش نمیکنند که بیارن. خلاصه بعد از سه ساعت یه پسر خوشگل و مامان میان بیرون!!!! تا میرسن بیرون یکی یواشکی زیر گوششون میگه اکس؟ اکس؟ اینا هم که تعریف اکسو از دوستای خوبشون شنیده بودند یکی میخرن و میرن پبش دوستاشون. خلاصه شبش میرن پیش همون دوستی که مامان باباش شمال اند و اکس رو نوش جان میکنند. بعد از توهمات الکی میفهمند یارو بهشون انداخته و جای اکس قرص اسهال داده . خلاصه سر دستشویی رفتن دعوا و جنگ خونین در میگره و چهارتا شهید میده. بعدشم که مامانشون زنگ میزنه و میگه بیا خونه. اوناهم برای دستشویی رفتن سریع و بدون تلفات قبول میکنند و میرن خونه. تا میرن خونه مادراشون یه قاشق پلو خوری عرق نعناع میکنه تو حلقشون و باباشون میگه خاک بر سر معتادت کنن و میره بخوابه. اونا هم بعد از ۶-۵ بار رفتن به دستشویی میخوابند و خواب میبینند که فردا به جرم کشیدن مواد مخدر زندادنی شدند. فردا قول میدن که بچه های خوبی باشند اما ((روز از نو ، روزی از نو)) بابا اینا که هیچی حالیشون نیست.اصلا نباید باهاشون دهن به دهن شد.بی شخصیت اند. امروز با رفیقم رفتم روزنامه فروشی فیلم مستند (مردان پرسپولیسی)رو بگیرم ، اونوقت یه پسر ۱۰ دفعه میگه : من اینو دیدم.آره قطبی با زنشن و تو قهرمانی ها . من اینو دیدم تازه مال استقلالم دیدم.کلی شروع کرده به وراجی با دوستش این سی دی دیگه قدیمی شده من اینو خیلی وقته که دیدمش.حدود ۴ ماهی میشه!!!منو بگی مرده بودم از خنده آخه می خواست بگه که منم آره!!! ولی بلد نبود.آخه ۴ ماه پیش که پرسپولیس هنوز قهرمان نشده بود که سی دیش بیاد تو بازار. منو رفیقم از خنده روده بر شدیم ولی نه جلوی اونا چون پرو میشدن.(اینم سوتی اینا) این عکس رو ببینید از اون دسته پسرایی که خیلی خرن و از نفهمی خر بودن رو رد کردن و رسیدن به گورخری پسرا تو سن ۱۴ تا ۱۶ سالگی همین عکس بالا هستن. تو سن ۱۸ تا ۲۰ سالگی دیگه خفن معتاد شدن و اینن: اینم مال ۲۰ تا ۳۰ سالگی که یه ذره با کلاس معتاد شدن: اینم از ۳۰ سالگی به بعد که دیگه چیزی از قیافشون نمونده: مهندس های بی عرضه رو ببینید : اصولا پسرا تو دوران عاشقیشون اینجوری اند: معرفی بقیه شخصیت های پسرا با عکساشون تو حال گیری های بعدی... نظر فراموش نشه.
بعد از کلی بحث و گیر و کوفت و زهره مار!!!!!!! به این نتیجه رسیدیم که پسر چقدر مفیده!!!!!!! فکر کنم چارلی چاپلین هم آخرین بار به یه همچین نتیجه ای رسیده بود!!!!!!!ولی مثه من عملیش نکرده بود!!!! ( بیچاره عمرش قد نداد!!!) یعنی چی؟؟!!! یعنی تصمیم گرفتیم از این به بعد به جا اینکه ضد پسر و طنزش کنیم بنویسیم!!! درباره محاسنشون بینویسیم!!! هم طنز! هم با ضدش فرق نداره!!!!! خوب این پست یه سوال داره : اگه پسر نبود ؟؟!!! ما به چی میخندیدیم؟؟!!! داستان از اینجا شروع میشه که یه روزی !! روزگاری!!!!! غزالی از کوچه ای می گذشت(گذر می کرد!) که ناگهان چند تا پارچه مشکی و بوی هلوا و صدا الله و اکبر و باقی مخلفات!! را با گوش و چشم و حلق و بینی !!! عمیقا حس کرد!!!! این حس یه چیزیو می رسوند!!! اینکه حتما یکی مرده!!!!!!!! جلوتر رفت!!!!! جلوتر !!! جلو!!! بازم جلوتر!!! یکم دیگه !!!! که یه دفعه!!!! صدای انفجار یه عده از فرط خنده!!!! ذهن غزال و دچار تناقض کرد!!!!!!!! اجتماع!گریه! حجله!!!هلوا !!!انفجار! خنده!!!غزال ! پارادوکس داره!!!!! خلاصه غزال قصه ی ما همینطوری با خودش درگیر بود که یه دفعه!!!چشش خورد به حجله و عکس مرحومه!!!! یه دفعه کلهوم سوالای ذهنش جواب گرفتن!!!!!!! و این دفعه غزال بود که از فرطه خنده منفجر شد!!!!!!!!!! خوب داستان و همین جامی بندیمش!!!!!! سوال: غزال واسه چی خندید!!؟؟؟ آیا غزال بی فرهنگ است؟؟؟ یا غزال مشنگ است؟؟؟؟ الان موضوع غزال نیست !!!موضوع عکس مرحومس!!!! متاسفانه غزال یادش رفت عکس بگیره ازش!!! فرداشم که رفت عکسشو برداشته بودن!!!!!!!شرمنده!!! ولی خودش قول داده که چهره ی طرف و به کمک نثر تفسیر کنه!!!!! عشوه ی شتری!!!!!! عکس از 3 رخ بود!!!! یه پسر چشم ابرو مشکی با موهای دمب اسبی!!! تا زیر کمر!!! یه پوز خنده مسخره!!!! اندکی جواهرجات!!!! از هر نوعش!!! یه دست زیره چونه!!! و...!!!! خداییش!! تو هم بودی می ترکیدی!!! این عکسه اصلا مناسب حجله نبود!!!!!! به جای اینکه موجب تاسف جمع شه باعث ....!!!! استغفر الله!!!!! جدا این پسر عکس از این سنگین تر نداشت!!!!!؟؟ تازه جالب تر اینکه!!! می گفتن طرف چاقو خرده!!!! آخه بچه سوسول و چه به چاقو!!؟؟ فکر کنم دیگه جواب اون سوال اصلیه این پست و گرفتین!!! حالا نتیجه های این پست!! + نوشته شده در 87/01/![]()
خیر ندیده![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
1-چرا مردها دارای وجدان پاکی هستند؟
به این دلیل که هیچ گاه از آن استفاده نمی کنند.
2-چرا مردها همیشه خوشحالند؟
چون آدم های بی خیال فقط می خندند.
3-چرا روانکاوی مردها خیلی سریع تر نسبت به خانم ها انجام می پذیرد؟
زیرا هنگامیکه زمان بازگشت به دوران کودکی فرا می رسد،مردها همان جا قرار دارند.
4-اگر یک مرد و یک زن با هم از یک ساختمان 10 طبقه به پایین بیفتند کدامیک زودتر به زمین میرسد؟
خانم.چرا که آقا راه را گم می کند.
5-شباهت آقایون با آگهی های بازرگانی چیست؟
شما نمی توانید یک کلمه از حرف های آنها را باور کنید و هیچ چیز برای زمانی بیش از 60 ثانیه دوام نمی آورد.
6-ورزش کنار دریای آقایون چیست؟
هر موقع خانمی را در بیکینی می بینند شکمهایشان را تو می دهند.
7-به یک مرد با نصف مغز چه می گویند؟
با استعداد
8-فرق بین نرخ اوراق بهادار با مردها در چیست؟
نرخ اوراق بهادار رشد می کند.
9-2 دلیلی که مردها به مسائل کاری خود فکر نمی کنند چیست؟
1-فکری ندارند 2-کاری ندارند.
10-در آمریکا به یک مرد باهوش و با استعداد چه می گویند؟
توریست.
11-اگر آقایون هم باردار می شدند آنوقت چه میشد؟
خدمات پزشکی در مغازه های خواروبار فروشی هم ارائه می شد.
12-آیا شنیده اید که مردی مدال طلای المپیک را از آن خود ساخت؟
او بعدا آنرا برنز رنگ کرد.
13-یک وضعیت غیر قابل کنترل چیست؟
144 مرد در یک اتاق.
14-برای درست کردن پاپ کرن به چند مرد نیاز است؟
3 تا.یک نفر ماهیتابه را بر روی گاز نگه میدارد و دو نفر دیگر گاز را تکان میدهند تا گرما به تمام سطح ماهیتابه برسد.
15-آقایون لباس هایشان را چگونه دسته بندی می کنند؟
"کثیف" و "کثیف اما قابل پوشیدن"
16-زمان با ارزش مردها در کنار همسرانشان چگونه می گذرد؟
ملافه را روی سرشان می کشند و می گویند "تو خیلی نازی عزیزم"
17-شما به مردی که همه چیز دارد چه میدهید؟
زنی که به او نشان دهد چگونه می تواند از آنها استفاده کند.
18-چرا عنکبوت های سیاه پس از جفت گیری،جفت خود را می کشند؟
به این خاطر که می خواهند قبل از شروع خرخر جلوی آنرا بگیرند.
19-چرا مردان تنها در نیمی از زندگی خود با بحران مواجه هستند؟
زیرا آنها در تمام طول زندگی خود در دوران نوجوانی به سر می برند.
20-آینده نگری یک مرد چگونه مشخص می شود؟
به جای یک بطری،2 بطری مشروب خریداری کند.
21-چرا مردها به دنبال خانمهایی هستند که هیچ گاه قصد ازدواج با آنها را ندارند؟
به همان دلیلی که آدمها ماشینی را دنبال می کنند که هیچ گاه نمی توانند در آن رانندگی کنند.
22-شما با مرد مجردی که تصور می کند بهترین هدیه خدا نصیب او شده چه می کنید؟
او را مبادله می کنیم.
23-چرا آقایون مجرد جذب خانم های با هوش می شوند؟
دو چیز مخالف نسبت به هم کشش دارند.
24-شباهت آقایون با ماشین چمن زنی در چیست؟
هر دو خیلی سخت به کار می افتند.در هنگام کار سر و صدای زیاد ایجاد می کنند و حتی نیمی از وقت را هم نمی توانند به درستی کار کنند.
25-نازکترین کتاب دنیا چه نام دارد؟
چیزهایی که مردان در مورد زنان می دانند...![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
اين يک بيماری مسری در پسران است . اگر برادر و يا دوست پسر و يا پسر شما اين بيماری را بگيرد يقين بدانيد که در عرض کمتر از يک هفته کل پسران محل را مبتلا ميکند پس برای جلوگيری از اين بيماری اگر کسی را مشاهده کرديد که مبتلا است حتمآ او را قرنطينه کنيد.
علايم اين بيماری:
۱- گذاشتن ريشهای نخ قيطونی.
۲- طرز نگاه کردن به صورت عجيب غريب.
۳- تکرار جمله ی هوش پسران بيش ازدختران است .
۴- ايستادن زياد رو به روی اينه.
۵- استفاده از جملاتی شبيه همين که گفتم؛حرف من درسته؛حرف مرد حرفه و....
۶- مخالفتهای پی در پی.
۷- پايين بردن شخصيت دختران برای تقويت روحيه.
۸- خواندن اشعار پر محتوا از قبيل پسرا شيرن مثه شمشيرن
۹- روزی ۵۰ دفعه شنيدن پسر پسر قند عسل توسط مامان جون
۱۰- خواندن کتابهايی از قبيل:
چگونه اعتماد به نفس خود را بالا بريم؟
انرژی درمانی
تقويت اراده در ۲۰ روز
من بهترينم
و.......
به اميد بهبودي همه پسران
اجاق گاز زير ماهيتابه رو روشن ميكنن
- تخم مرغها رو ميشكنن و همراه نمك توی ماهيتابه ميريزن
چند دقيقه بعد نیمروی اماده رو نوش جان میکنن![]()
![]()
توی كابينتهای پايينی دنبال ماهيتابه ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن
توی ماهيتابه روغن ميريزن
توی يخچال دنبال تخم مرغ ميگردن
يه دونه تخم مرغ پيدا ميكنن
چند تا فحش ميدن
دنبال كبريت ميگردن
با فندك اجاق گاز رو روشن ميكنن و بوی سرکه همراهه دود اشپزخونه رو برمیداره
ماهيتابه رو ميشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی ميداد!
ماهيتابه رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن واقعی ميريزن
تخم مرغی كه از روی كابينت سر خورده و كف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاك ميكنن
چند تا فحش ميدن و لباس ميپوشن
ميرن سراغ بقالی سر كوچه و 20 تا تخم مرغ ميخرن و برميگردن
تلويزيون رو روشن ميكنن و صداش رو بلند ميكنن
روغن سوخته رو ميريزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهيتابه ميريزن
تخم مرغها رو ميشكنن و توی ماهيتابه ميريزن
دنبال نمكدون ميگردن
نمكدون خالی رو پيدا ميكنن و چند تا فحش ميدن
دنبال كيسهء نمك ميگردن و بلاخره پيداش ميكنن
نمكدون رو پر از نمك ميكنن
صدای گزارشگر فوتبال رو ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
نمكدون رو روی ميز ميذارن و محو تماشای فوتبال ميشن
بوی سوختگی رواستشمام میکنن و میدون تو اشپزخونه
چند تا فحش ميدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل ميريزن
توی ماهيتابه روغن و تخم مرغ ميريزن
با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم ميزنن
صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال ميشنون و ميدون جلوی تلويزيون
سريع برميگردن توی آشپزخونه
تخم مرغهايی كه با ذرات تفلون كنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل ميريزن
ماهيتابه رو ميندازن توی سينك
دنبال ظرفهای مسی ميگردن
قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز ميذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
چند دقيقه به تخم مرغها زل ميزنن
ياد نمك ميفتن و ميرن نمكدون رو از كنار تلويزيون برميدارن
چند ثانيه فوتبال تماشا ميكنن
ياد غذا ميفتن و ميدون توی آشپزخونه
روی باقيماندهء تخم مرغی كه كف آشپزخونه پهن شده بود ليز ميخورن
چند تا فحش ميدن و بلند ميشن
نمكدون شكسته رو توی سطل ميندازن
قابلمه رو برميدارن و بلافاصله ولش ميكنن
چند تا فحش ميدن و انگشتهاشون كه سوخته رو زير آب ميگيرن
با يه پارچهء تنظيف قابلمه رو برميدارن
پارچه رو كه توسط شعله آتيش گرفته زير پاشون خاموش ميكنن
نيمروی آماده رو جلوی تلويزيون ميخورن و چند تا فحش ميدن




![]()

اگه بهتون زنگ زد (در اين مسئله فرض بر هوتن نام بودن دوست پسرتونه...!!!) بگين
سلام حميد جون.بعد يه دفعه انگار که تازه متوجه شدين بگين اوا خاک به سرم علي
تويي؟؟؟؟مي تونين اين سير رو تا هفده باز تکرار کنين ولي بار هجدهم ديگه خطر مرگ
داره.من مسئوليتي در قبال اين حادثه ندارم
بهش زنگ بزنين و بگين کسي خونه نيست و دعوتش کنين خونتون ، بعد با دختر همسايه
بريد سينما و فيلم هوو يا ازدواج به سبك ايرونى رو ببينيد
تا يه شوخي کوچيک با شما کرد سريعا جبهه بگيرين و باهاش دعوا کنين. با کلماتي از
قبيل:مگه تو خودت خواهر مادر نداري؟...يا يه همچين چيزايي .ولي دو تا سه دقيقه
بعد خودتون يه جک فجيع يا افتضاح تعريف کنيد و بعدش بشينيد و قيافه بنده خدا رو
تماشا کنيد
آرايش شديد بزنيد و از اين شلواراي خيلي برمودا و از اين پيرهن آستين کوتاها
بپوشيد و بريد جلوي بنده خدا رژه بريد و وقتي به شما نزديک شد و به دو سه متري
شما رسيد ، سرش داد بزنيد و بعدش بشينيد و زجر کشيدنش رو تماشا کنيد
عکسهاي دو نفره اي رو که با پسر نوه عمه ي خاله ي پدربزرگ پسر دختر خالتون و يا
امثالهم گرفتيد بهش نشون بديد ولي بهش اجازه نديد حتي يه دونه عکس باهاتون بگيره
موقع تولدش جلوي دوستاش فقط بهش يه شاخه گل هديه بديد و حالشو حسابي بگيريد و
(احتمالا بسته به قدرت و توانايي قلبي و شرايط جوي) بشينيد و سکته شو تماشا کنيد
و لذت ببريد
همين که تو ماشين بغل دستش نشستين شروع کنين به عطسه کردن و از بوي ادکلن چند صد
هزار تومنيش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خريده ايراد بگيريد و بهش بگيد که به
اين بو حساسيد
وقتي داره باهاتون حرف مي زنه همين که به جاي حساس حرفاش رسيد بي مقدمه موبايلشو
برداريد و به يکي از دوستاتون زنگ بزنيد و چهار ساعت و چهل و هشت دقيقه با
دوستتون حرف بزنيد و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبايل بذاريد
_________________
◦.• هفت خطم...ولي هنوز تو خط سوم گير كردم! ◦.•
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میگیرن دستشون و یه موبایلم میبندن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
میشمردند میبینند کمه
. به فروشنده میگن یه نصفه
اونم قبول میکنه . ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پایان حالگیری امروز.
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
سرخوشن.
.
.
.

